تذکر شماره ۰۰۷۱ : ما همه موریم سلیمان تو باش…

image (6)

بسم الله الرحمن الرحیم ای مدنی برقع و مکی نقاب سایه نشین چند بود آفتاب   منتظران را به لب آمد نفس ای ز تو فریاد، به فریاد رس   ملک برآرای و جهان تازه کن هر دو جهان را تو پر آوازه کن   سکه تو زن تا امرا کم زنند خطبه تو خوان تا […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۷۳ : بر ضریح شاه نجف…

image6

بسم الله الرحمن الرحیم ​شعری که بر ضریح مولایمان امیرالمومنین علیه السلام نوشته شده است :   لو أنّ عبداً أتى بالصالحاتِ غداً و ودّ کلّ نبیٍّ مرسلٍ و ولی   اگر بنده ای فردای قیامت با کارهای نیک و با محبت هر نبی مرسل و ولیی بیاید   و صام ما صام صوّاماً بلا ضجر […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۷۴ : به یمن قدوم تو عید می آید…

image (3)

بسم الله الرحمن الرحیم ​   ​ ​به شیوه ی غزل اما سپید می آید صدای جوشش شعری جدید می آید چه آتشی غم تو باز زیرسر دارد که باغ شعر تر از آن پدید می آید دوباره سبز شده خاک سرزمین دلم مگر زخطّه ی چشمت شهید می آید؟ نفس نفس به امید تو […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۷۷ : ای آفتاب گمشده پیدا کنم تو را…

image (4)

بسم الله الرحمن الرحیم گر قسمتم شود که تماشا کنم تو را ای نور دیده، جان و دل اهدا کنم تو را این دیده نیست قابل دیدار روی تو چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را تو در میان جمعی و من در تفکّرم کاندر کجا برآیم و پیدا کنم تو را هر صبح […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۸۰ : ما تشنه لب اندر لب دریا متحیر…

image (8)

بسم الله الرحمن الرحیم     افسوس که عمری پی اغیار دویدیم از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم جز حسرت و اندوه، متاعی نخریدیم بس سعی نمودیم که بینیم رخ دوست جانها به لب آمد، رخ دلدار ندیدیم ما تشنه لب اندر لب دریا متحیر آبی به […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۸۳ : دست من و نگاه شما ایها العزیز…

528954_31vKK8UA

بسم الله الرحمن الرحیم پرکن دوباره کیل مرا ایها العزیز دست من و نگاه شما ایها العزیز رو از من شکسته نگردان که سالهاست رو کرده ام به سمت شما ایها العزیز جان را گرفته ام به سر دست و آمدم از کوره راه های بلا ایها العزیز وادی به وادی آمده ام از درت […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۹۰ : یاس خوشبوی نرگس وقت دعا رسیده…

1_wonderful-flower-pic-6

بسم الله الرحمن الرحیم ای تو روح و روانم یادت آرام جانم با غم دوری تو تا کی زنده بمانم مانده ام مولا محزون و خسته چشمم به راهت در خون نشسته العجل مولا مولا مولا کنج این غربت غم گریم بر حال زارم تشنه ام بر نگاهت در راهت جان سپارم ای آروزی خوبان […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۹۵ : ز چه بر من سیه رو در دوستی گشودی…؟

photo (5)

بسم الله الرحمن الرحیم   تو بدین همه لطافت که ز حور دل ربودی ز چه بر من سیه رو در دوستی گشودی ز ازل مرا ارادت به تو بوده از سعادت چو سرشته شد گل من تو دل مرا ربودی به کسی اسیر بودم که ورا ندیده بودم چو دو چشم‌ خود‌ گشودم‌ به‌ […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۰۹۸ : بی امتحان مرا به غلامی قبول کن…

sheni

بسم الله الرحمن الرحیم آن خالقی که بر تن بی روح جان دهد  مهر تو، رایگان، به دل خاکیان دهد شخصی کریم، جود بلا  شرط می کند آری، خدا هر آنچه دهد، رایگان دهد هر نعمتی که داد خدا، بی سوال داد وصل تو را، که خواسته ام، بی گمان دهد از خلقت تو، خواست […]

ادامه مطلب


تذکر شماره ۰۱۰۲ : وقت است که بازآیی…

padeshahe-khooban

بسم الله الرحمن الرحیم ای پادشاه خوبان، داد از غم تنهایی دل بی‌تو به جان آمد، وقت است که بازآیی دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی مشتاقی و مهجوری، دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی ای درد توام درمان در بستر ناکامی وی یاد […]

ادامه مطلب